عبد الله بن محمد ابن ناقيا ( ابن ناقيا البغدادي ) ( مترجم : ميرلوحى )

254

الجمان في تشبيهات القرآن ( فارسى )

را نمىنوشانيد ؟ » گفت : « در پستان آن بزها شير اضافى نيست » آن مرد گندمى كه در لنگه داشت در آورد ، سپس گفت : « آيا آسيابى ( نزد شما ) هست ؟ » وى را بسرعت به محلّ آسياب بردند ، آن مرد گندم را آرد كرد ، و نان پخت ، و نانها را بيرون آورد و تكان داد ، ناگاه فرستاده ابو الرّمكاء رسيد و گفت : « ما آشنايى با نان نداريم » آن مرد گفت : « در ميان آن نانها ، نان اضافى نيست ، سپس نان را خورد و كوچ كرد و گفت : [ از بحر طويل ] 704 بات ابو الرّمكاء لم يسق ضيفه * من المحض ما يطوى عليه فيرقد « 25 » 705 فقمت إلى حنّانة فوق أختها * و نار فباتت و هي باللّيل توقد « 26 » 706 فلمّا نفضت الخبز بالعود أقبلت * رسائل تشكو الجوع و الحىّ سهّد « 27 » 707 فقلت ألا لا فضل فيها لباخل * و لا مطمع حتّى يلوح لنا الغد 708 فبات ابو الرّمكاء من فضل ريحها * يئنّ كما أنّ السّليم المسهّد « 28 » و از آن جهت است كه دزدان و طرّاران عرب ، و چپاولگران معتقدند ثروتهايى كه به غارت به دست مىآورند ، و آنچه با دزدى و طرّارى كسب مىكنند ، آن ثروت و مال ، ثروت و مالى است كه از پرداخت حقوق ( محرومان ) از آن ، به سبب بخل و ستم جلوگيرى و ممانعت شده ، و خداى ايشان را بسوى آن مال فرستاده ، و آن مال را وسيله روزيشان قرار داد ؛ چنان كه عروة الصعاليك گفته است : [ از بحر طويل « 29 » ]

--> ( 25 ) - آن داستان همراه با آن بيت‌ها در عيون الاخبار ، ج 3 ، ص 240 نقل شده است . ( 26 ) - در نسخه اصل چنين است ، امّا در عيون الاخبار ، ج 3 ، ص 241 مصراع دوم به اين عبارت است : « و نار و باتت و هي تورى و توقد » . ( 27 ) - و پيش از آن ، بيتى است كه ابن قتيبه در عيون الاخبار نقل كرده و آن بيت اين است : و قال ابو الرّمكاء بالخبز عهده * قديم له حول كريب مطرد ( 28 ) - در نسخه اصل چنين است ، امّا در عيون الاخبار ، من فرط ( بجاى ) من فضل ضبط شده است . ( 29 ) - او عروة بن الورد است .